Menu

Get Fonts دريافت فونت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نامم " آيـديـن" است و نام خاندانم " الـفـت ". در عصر روز سوم تيرماه سال يكهزار و سيصد و پنجاه و دو هجري خورشيدي به دنيا آمدم و روزي نيز با شكل ديگري از همين اعداد از دنيا خواهم رفت. نام پدرم سيامك و نام مادرم پري ست. زادگاه پدريم شيراز بود. پدري كه پانزدهم اسفند هشتاد و دو براي هميشه رفت، اما بر من نشان داد مكان آرامش ابديم را، و مادري كه هر آنچه دارم از اوست. به تعبيري تنها معمار روح من به رسم محبت.
در سال هفتاد و پنج تحصيلاتم در رشته مهندسي الكترونيك در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي به اتمام رسيد. پس از آن در چندين جايگاه از جمله مدير فني شركت پويان پردازش تهران (ال-جي)، مدير كنترل كيفيت شركت صنايع ارتباطي ايران (اريكسون)، مدير فني شبكه آوند، مدير عامل  شركت مهندسين پيشگام(مبدع كارت تلفن اينترنتي) مشغول بوده ام. هم اكنون نيز مديريت كارخانجات توليدي ريگزار را بر عهده دارم.
در سال هفتاد و يك با موسيقي آشنا شدم. سازم پيانو و استادم ساعد ناهيد. ساعد پس از شش ماه آموزش وطن را ترك گفت و من ماندم و گوشم و انگشتانم،  و نغمه هايي از اساتيدي چون جواد معروفي، انوشيروان روحاني و اردشير روحاني. در سال هشتادو يك اولين آلبوم موسيقي خود را با نام "نـگـيـنـي در زيـر خـاك" بر مردمان عرضه نمودم. هم اكنون نيز در دست اقدام دو آلبوم موجود است. يكي به نام "قـصـه خـاك" با آواي انسان  و ديگري به نام " كاش آدما مي فهميدن" كه تنها موسيقي ست.
در سال هشتاد و دو پايه هاي كتاب " كـاش آدمـا مي فـهـميـدن" گذارده شد. درسهاي روزگار بر من كه چون كتابي بر من گشوده بود و پيامي مي شد  از من روانه بر دوستان. با گرد آوري ديگر شعرها و ترانه هاي پديد آمده از سال هفتادو يك شد كتاب. در تابستان هشتاد و چهار مجوز چاپ گرفت كه اميد است به زودي روانه چشم و دل ياران گردد.
در  نيمه اول سال 1385 پس از گذراندن دوره هشتم  مباني بازيگري موسسة فرهنگي و هنري كارنامه به مديريت آموزش آقاي پرويز پرستويي دستي بر آتش نيمه خاموش تاتر زدم، كه حاصل اين راه، بازيگري در شش نمايش، كارگرداني يك تاتر و نگارش دو نمايشنامه و يك فيلم نامه بود. هم اكنون نيز به عنوان تهيه كنندة نخستين جشنوارة تاتر كارنامه دل به ادامة اين راه سپرده ام.
اين پايگاه  اينترنتي را نيز بنا كردم تا دستي باشد، به رسم آشنايي با هم خدايان و هم خاكانم.

 ...

و ديگر مرا جز دل چيزي نيست
كه تا دم در اين بدن باقي ست
بهر هم خدايان و هم خاكانم
ز راويِ عشق راوي ست.

حـق يـاد
آيدين الفت
12/12/1385