Menu

Get Fonts دريافت فونت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

تازه ها

 

دیدار از نمایشگاه تخصصی صدا و نور حرفه ای

Pro Light and Sound

شانگهای 15-12 اکتبر 2010

و چاپ گزارش آن در شماره ی سی و یکم

نشریه ی تخصصی صنعت صدا و تصویر

نویسنده:  آیدین الفت

شرح گزارش:

در تاریخ یازدهم اکتبر هواپیمایمان در فرودگاه بین المللی پودانگ به زمین نشست. امسال نیز شهر شانگهای میزبان بازدیدکنندگان سراسر جهان در نمایشگاهی موسوم به "صدا و نور حرفه ای" در چهار روز آینده خواهد بود. 

روز اول:

از آنجا که ما چند روز قبل از طریق وب سایت www.prolightsound.com  اقدام به ثبت نام کرده بودیم و کد ثبت را همراه داشتیم در قسمت سالن ورودی که چاپ و تحویل کارت ورود انجام می گرفت معطل نشدیم. تنها با دادن کد ثبتی کارت خود را که از قبل چاپ شده بود تحویل گرفتیم و با یک دفترچه ی راهنما و چند هدیه ی تبلیغاتی وارد محوطه ی نمایشگاه شدیم. در سمت راست 6 سالن بسیار بزرگ ازE1  تا E6 و در سمت چپ دو سالن بزرگتر W1 و W2 دیده می شد. با باز کردن راهنما متوجه شدیم که سالن E1 مختص ساز پیانو و ناشرین کتابهای موسیقی، سالن E2  مختص سازهای زهی، ادامه ی پیانو و دیگر ناشرین کتب موسیقی، سالن E3 مختص سازهای سنتی کشور چین، سازهای بادی، ادامه ی سازهای زهی،  سازدهنی و آکاردئون و ادامه ی غرفه های ناشرین، سالن E4 سازهای بادی برنجی، بادی چوبی و پرکاشن، سالن E5 مختص گیتار الکتریک، آمپلی فایر و لوازم جانبی، و در نهایت سالن E6 مختص سازهای الکترونیک و دیگر ادوات الکتریک بود.

از آنجا که ساز تخصصی خودم پیانو بود ترجیح دادم بازدید از غرفه ها را از همان سالن E1 شروع کنم. از درب سالن که وارد شدیم دریایی از پیانو های گرند (یا به اصطلاح رویال) در مقابل چشمانمان بود. از همان ابتدای ورود بزرگترین تولیدکننده های پیانو، وسیعترین غرفه ها را درست در جایی که بازدید کننده وارد سالن می شود را در اختیار داشتند. اشتن وی و پسران (Steinway & Sons) و شیمل (Schimmel) در ابتدا و پس از آن سایر بزرگان. یکی از بزرگترین غرفه ها را در مرکز سالن کمپانی یانگ چنگ و کروزویل (Young Chang, Kurzweil) در اختیار داشت که با هنرمندی نوازندگان حرفه ای گذر بازدیدکنندگان را به توقف حداقل نیم ساعته تبدیل می کرد. نوازندگان چینی، کره ای به دعوت این کمپانی قطعات بسیار پیچیده ی کلاسیک  و مدرن کلاسیک را می نواختند. یک هارمونی از قبل ضبط شده نیز به این فضای به ظاهر سولو هویتی زیبا می داد.

 جای جای دیگر هم می دیدیم که بعضی از بازدید کنندگان که به نوبه ی خود نوازندگانی چیره دست بودند با اجرای قطعاتی به بهانه ی امتحان کردن پیانو ها توجه بسیاری از بازدید کنندگان را به خود جلب می کردند. در کنار سازندگان اروپایی و آمریکایی سازندگان چینی نیز به نسبت غرفه های بزرگی داشتند. نکته ی جالب این بود که برخی از کمپانی های چینی تحت لیسانس کمپانی های بزرگ اقدام به تولید پیانو می کردند و در کنار نام پیانو به عنوان مثال می نوشتند " طراحی شده توسط کمپانی اشتندوی و پسران". به نظر می رسید که کمپانی های بزرگ هم به این نتیجه رسیده بودند که باید به نحوی در بازار تولیدات چین سهیم شوند و چه بهتر که محصولی را زیر پوشش قرار دهند و کالایی ارزانتر را در اختیار خریداران قراردهند. تمام امروزمان به گشت زدن در میان پیانو های گرند و امتحان کردن صدای آنها و همچنین سرگرم شدن با پیانو های عجیب و غریب از جنسهایی چون فایبر گلس، تیتانیوم و حتی از جنس کاسه بشقابهای چینی و طراحی هایی خارق العاده گذشت.

روز دوم:

با انداختن کارت ورود به دور گردن وارد سالن E2 شدیم. باز هم ادامه کمپانی های سازنده ی پیانو. بعد از عبور از دو سه راهرو به شهری از ویولون ها، ویولا ها و چلو ها رسیدم. کمپانی های اروپایی دوش به دوش کمپانی های چینی. تقریبا یکی در میان. ویلونهای چینی که به سفارش شما و با نام دلخواه شما، با حک دستی! از اینجا بود که فهمیدم چرا بازار ایران پرشده از ویلونهای چینی با مارکهای اروپایی.

در این سالن چندین ناشر بزرگ کتابهای آموزش موسیقی و کتاب نت توجه مان را نیز جلب کرد. هزاران هزار کتاب آموزش موسیقی. از کتابهای کودکان با رنگهای شاد گرفته تا برای سالخوردگان با نوشته ها و نتهای بزرگ. کتاب ها آنقدر شیوا بود که دلم می خواست همه را بخرم و همه ی سازها را باهم شروع به یادگیری کنم. با معرفی مجله صنعت صدا و تصویر باب صحبت را با آنها باز کردم و آنها نیز با من از دنیای رو به صعود مخاطبین موسیقی و صدا صحبت می کردند. از وجود چنین نشریه ای در ایران آنهم بصورت دو زبانه ابراز تعجب و سپس خرسندی می کردند و من نیز با هدیه دادن یک شماره از مجله یادگاریی از ایران برایشان باقی می گذاشتم.

بعد از نهار من و همسفرم حمید زرنوش به سالن E3 پا گذاشتیم. تا آنروز نمی دانستم که چینی ها آنقدر تنوع ساز های سنتی دارند. شاید غریب به یکصد ساز مختلف. در لابلای آنها نوع تکمیل یافته ی سازهای سنتی خودمان را می دیدم. سازهای همچون سنتور که مانند پیانو پدال ساستین داشت و از لحاظ بزرگی تقریبا دو برابر سنتور خودمان بود. به همان روش سنتور ایرانی البته به مراتب خوش طنین تر و متنوع تر نواخته می شد. در بعضی از غرفه ها ابداعات سازندگان روی سازهای سنتی چینی معرفی می شد. آنچه کاملا مشهود بود جنب و جوش و دیدن روند تکامل سازها و تبدیل آنها به سازهایی قوی و قابل معرفی به جهان بود که البته مرا یاد ضعف این گونه حرکتها در مملکتمان می انداخت. امروزمان در حال عبور از کنار غرفه های تولید کنندگان سازهای سنتی به افسوس گذشت که حتی یک نیم غرفه هم از ایران ندیدیم.

روز سوم:

امروز تصمیم گرفتیم به سراغ سالنهای W1  و W2 برویم. دفترچه راهنمای آن جدا از دفترچه ی راهنمای قبلی بود. دو سالن بسیار وسیع. در بدو ورود کمپانی نوی من (Neumann)  و سنایزر (Sennheiser)  و بعد هم بیر (Beyer) و آ.کا.ژ (AKG) و  شور (Shure) و دیگر بزرگان تجهیزات صدا برداری جهان. در این سالن کلمه ی نور حرفه ای (Pro Light) این نمایشگاه نیز معنی پیدا می کرد. دستگاههای لیزر با بردهای کیلومتری، لیزهای نمایشی با تنوع رنگ و حرکت بسیار، کره های لیزری و غیرو.

بیش از دویست کمپانی در این زمینه در سالن W1 و W2 حضور داشتند و محصولات نمایشی خود را به معرض معرفی و تماشا گذاشته بودند. حتی برخی از کمپانی های بزرگ صحنه ی اجرای برنامه و کنسرت بصورت نزدیک به واقعیت ساخته بودند تا امکانات جلو های نوری خود را بصورت کاملا عملی شبیه سازی کنند. برخی نیز با ساختن یک اتاق سیاه یا به قولی جعبه ی سیاه (Black Box) جلوه های نوری خود را برای دیسکو ها و کلابها به نمایش می گذاشتند. البته آنجا ما تنها به یک نظر حلال قناعت کردیم و گذشتیم.

بیشترین چیزی که توجه مرا در این سالن در بحث نور حرفه ای به خود جلب کرد وجود ماتریسهای دیودی (Diode Matrix)  به صورت قابل انعطاف  و در ابعاد نمای یک ساختمان بود. با قیمتی مناسب، تمام رنگی و با کیفیتی بسیار قابل قبول. این ماتریسهای دیودی همچون فرشهایی جمع و پهن می شدند و ده ها از آن قابل اتصال به یکدیگر بود. با وزنی بسیار کم. به راحتی هم از طریق درایور های فرمان که تنها در یک عرض یکی از فرشها قرار داشت و از طریق پورت USB به یک کامپیوتر شخصی متصل می شد. به این وسیله از طریق نرم افزار مخصوص خودش تصاویر به صورت متحرک نمایش می داد و نمایی شبیه یک LCD غول پیکر را ایجاد می کرد.

سالن W1 و W2 تقریبا هم موضوع بودند. نور و صدا. همچنین دریایی از بلندگو های اکتیو و پسیو کوچک و بزرگ، لاین اری ها (Line array) که همه در حال پخش موسیقی بودند و قدرت خود را به رخ یکدیگر می کشاندند. البته جالب این بود که هیچگاه یک بلندگو تماما روشن نبود فقط بنا به درخواست بازدید کننده ده تا پانزده ثانیه روشن می شد. رعایت همین موضوع باعث عدم خستگی گوش برای بازدید کنندگان و در نهایت عدم کلافگی می شد. در کنار آن آمپلی فایرها از انواع کلاسهای تقویت کنندگی با تنوع جالبی از لحاظ شکل، قدرت و قیمت. کمپانی های چینی نیز در  این رقابت بسیار موفق می نمودند. انواع میکروفن ها با طرح های معروف کمپانی های شور و غیره به یکصدم قیمت. از همانهایی که در ایران به اسم 57 فروخته می شود و برخلاف نوع اصلی آن دارای دکمه ی خاموش و روشن است.

خوشبختانه امروز موفق شدیم به تمام زوایای این دو سالن اقیانوسی شکل سری بزنیم.

روز چهارم (آخر):

باز برگشتیم به دیدن ادامه سالنهای سری E. از سالن E4 که اقیانوس سازهای بادی برنجی و چوبی و درامز و پرکاشن بود به سرعت گذشتیم. برخلاف سالن قبل که آلودگی صوتی در آن رعایت شده بود این سالن به لحاظ وجود ادوات کوبه ای بسیار آزار دهنده بود. تنها چیزی که بسیار نظر من را جلب کرد نوازندگی چند کودک چینی بود که پایشان به پدال Kick به زور می رسید اما چیره دستی آنها در نوازندگی چیزی از لارس (Lars Ulrich) درامر گروه متالیکا کم نداشت.

در سالن E5 تعداد کمتری کمپانی مربوط به ساخت آمپلی فایر ها و میکسر ها به نسبت سالن W1 و W2 وجود داشتند و بیشتر به نظر توزیع کننده بودند تا سازنده. اما جای تمام بچه های ایرانی عاشق گیتار الکتریک را در این سالن خالی کردم. کمپانی های بزرگ با نوازندگانی بزرگ از آمریکا و اروپا. تقریبا هر غرفه ی بزرگ در حال اجرای یک کنسرت Rock تمام عیار بود. البته به نحوی این غرفه ها از لحاظ آکوستیکی چیدمان شده بودند که صدای هیچ کدام مزاحم دیگری نمی شد. اگر غرفه هایی هم روبروی یکدیگر بودند به ترتیب به اجرا می پرداختند. در میان این رعایت ترتیب، رقابت نوازندگان غرفه های روبرویی نیز باعث جذابیت بیشتر برای بازدیدکنندگان می شد.

با خستگی تمام و با زحمت و افسوس با این سالن نیز خداحافظی کردیم و وارد سالن E6 یعنی آخرین سالن شدیم. یاد سالن قبل هنوز در ذهنمان ته نشین نشده بود که نام کمپانی یاماها و صداهای عجیبی که از آن خارج می شد انرژی دوباره ای به ما داد. یک سن با جایگاه پله ای شکل بزرگ برای تماشاچیان و فیلمبرداری زنده با پخش بر روی پرده های عظیم در قسمت غیر مسقف این غرفه و پیانو ها، گیتارها، کیبوردها و سایر آلات و ادوات موسیقی ساخت این کمپانی در قسمت مسقف. باز هم جالب آنکه صدای هیچ قسمتی مزاحم قسمت دیگر نبود. گروهی مرکب از نوازندگان شرقی و غربی آهنگهای تلفیقی زیبایی را بر روی سن می نواختند که بی نظیر بود. در قسمت مسقف نیز دیگر مسئولین این غرفه قابلیت های سازهای الکترونیک یاماها را با نوازندگی یی ماهرانه خود معرفی می کردند.

در این سالن کمپانی رولند (Roland) ، کورگ (Korg) و دیگر یکه تازان موسیقی و ساز های الکترونیک جهان نیز حضوری چشم گیر داشتند. کمپانی رولند نیز یک سن بزرگ ساخته بود که نوازندگان چیره دست اروپایی و آمریکایی روی آن بی اغراق توجه نیمی از جمعیت آن سالن را به خود معطوف کرده بود. در این سالن کمپانی های سازنده ی نرم افزار های موسیقی نیز حضور داشتند. تنها جای کمپانی های بنامی چون سونی و اپل خالی بود. در گوشه ی دیگری از این سالن جمعیتی چشم بادامیان بی قراری را دیدم که دور سن یک کمپانی نرم افزار ساز چینی جمع شده بودند. به زور که خودم را به آن میان رساندم دیدم یک نوازنده در حال نواختن کیبوردی خاص تنها با انگشتان پاهای خود است و آوای نوازندگی او را یک خواننده ی چینی زبان با صدایی خوش همراهی می کند. این نوازنده متاسفانه از نعمت داشتن دست بی بهره بود اما مهارت او در نواختن با انگشتان پا بسیار مرا شگفت زده کرد. بعد از نواختن چند قطعه دهها پلیس چین با تدابیر امنیتی شدید او را به مکانی برای استراحت مشایعت کردند. در این میان نیز مردم چین با هجومی باور نکردنی او را همراهی و تشویق می کردند. کم کم نزدیک بود که من هم زیر دست و پاها له بشوم و از نعمت دست یا پا بی بهره بشوم. البته اگر می دانستم سرنوشتم این همه طرفداری و تشویق است شاید اینقدر تلاش برای خروج از این محلکه و سیل جمعیت نمی کردم.

کم کم داشت به پایان آخرین روز نمایشگاه نزدیک می شد. نمی خواستیم برویم. گفتیم آنقدر می مانیم تا بیرونمان کنند. از فضایی سراسر آمیخته از موسیقی، هیجان، تکنولوژی و پویایی.

این نمایشگاه توسط  INTEX شانگهای و MESSE فرانکفورت سازماندهی شده بود. آنچه که بیش از همه افسوس از دست دادنش را به لحاظ ذیق وقت خوردم از دست دادن بیش از ده ها سمینار و سخنرانی های حاشیه ی نمایشگاه بود که دانشگاه Namm برگزار کرده بود. البته باز خدا را شکر کردیم که جزو همان عده کم ایرانیانی بودیم که از این نمایشگاه دیدن کردیم.

از سالن آخر که بیرونمان کردند در محوطه قدم زنان این چهار روز به یاد ماندنی را در لابلای صدای خیابانهای شانگهای و برجهای نورانیش مرورکردیم و در خاطرمان ماند تابلو هایی که موقع خروج می گفتند "وعده ی ما این بار 11 تا 14 اکتبر 2011" .

 

-------------

چاپ مقاله علمی  و تخصصی

در نشریه ی تخصصی  صدابرداران و مهندسین صدا

صنعت صدا و تصویر  (The Audio & Video Industry)

در شماره سی ام

تحت عنوان " تقویت کننده ها"

نویسنده:  آیدین الفت

مشاور فنی: مهندس ارد انزابی پور

شرح مقاله:

لزوم وجود تقویت کننده ها ازهمان ورود علم الکترونیک به عرصه صدابرداری و مباحث انتقال صدا آغاز شد. ابداع و ساخت تقویت کننده ها ریشه درانتقال صدا از طریق سیستمهای مخابراتی دارد. همانطور که می دانیم اولین وسیله تبدیل صوت از فشار آکوستیکی به سیگنال های الکترونیکی میکروفن می باشد. میکروفونها به لحاظ ساختار آنها سیگنال الکتریکی بسیارضعیفی ازخود تولید می کنند. به عبارتی تغییرات شدید دامنه صدا در مقیاسی بسیارکوچکتر درخروجی میکروفن ظاهر می شود. لذا برای انتقال این خروجی نیاز به تقویت این سیگنال الکتریکی داریم. مدارهایی که تقویت چنین سیگنالهایی را بر عهده دارند را "تقویت کننده" می نامیم. اصولا تقویت کننده ها بر سه قسم می باشند:

1- تقویت کننده های ولتاژ  (Voltage Amplifier)

2- تقویت کننده های جریان (Current Amplifier)

3-تقویت کننده های توان   (Power Amplifier)

همانطورکه به خاطر داریم ولتاژ مقدار انرژی لازم جهت حرکت الکترونها می باشد. تغییرات دامنه یک سیگنال صوتی درخروجی میکروفن خود را به شکل تغییرات ولتاژ نشان می دهد، لذا نیاز ما در ابتدا به تقویت کننده ولتاژ می باشد. بنا به شکل زیر بطور ساده می توان گفت باید سیستمی را درست کنیم که ولتاژ ورودی را دریک عدد مانند N  ضرب کند وحاصل را بصورت ولتاژ به خروجی منتقل کند. به عبارتی دیگر آن را چند برابر کند شکل 1 بصورت شماتیک عملکرد یک تقویت کننده ایده آل را نشان می دهد.

 ترانسفرماتور یک نمونۀ نزدیک به واقعیت از جعبه ی ضرب کننده فوق است که درشکل2 دیده می شود. تعداد سیم پیچ اولیه باعث ایجاد ولتاژ القایی در سیم پیچ دوم شده وبدون اتصال سیم پیچ ها به یکدیگر ولتاژ را چند برابر می کند.(عکس عملکرد ترانسهای خانگی)

 

 همانطور که گفته شد تقویت کننده های فوق ایده آل هستند. یعنی به ازای هر مقدار تغییرات ورودی آن را در یک عدد ثابت مانند N ضرب کرده وحاصلضرب را درخروجی منعکس می کند. بدون آنکه محدودیتی از بابت مقدار ولتاژ ورودی و یا خروجی و حتی فرکانس داشته باشند.

در عمل این کار توسط ترانزیستور انجام می شود. ترانزیستور یک عنصر الکترونیک سه پایه است که از ترکیب دو دیود ساخته می شود. است. هر دیود شامل اتصال P و Nاست. عنصر P دارای کمبود الکترون یا به اصطلاح حفره است و عنصر N دارای زیادی الکترون می باشد. P مخفف Positivity و N نیزمخفف Negativity می باشد. P را اصطلاحا آند و N را کاتد نیز می نامند. حال اگر دوعنصر P-N را از سر آند (P) به هم وصل کنیم ترانزیستور NPN واگر از سر کاتد (N) به هم وصل کنیم ترانزیستور PNP ساخته ایم. نام سه پایه ی ترانزیستورها به ترتیب امیتر (Emitter ) یا انتشاردهنده، بیس (Base ) یا پایه و کلکتور (Collector ) یا جمع آوری کننده می باشد. شکل 3 نمونه ای ازیک تقویت کننده ی ترانزیستور می باشد. پایه های این ترانزیستور به صورتی به مدار متصل شده است که عمل تقویت سیکنال صوتی را در نقطه کار فعال ترانزیستور انجام دهد. منظور از کارکردن ترانزیستور در نقطۀ فعال اتصال سه سر ترانزیستور در شکل 3 می باشد.

حال برای ساختن یک تقویت کننده کافی است در شکل فوق سر بیس را به سیگنال صوتی وصل کنیم. با تغییرات سیگنال صوتی در سر بیس جریان عبوری از سر کلکتور که به بلندگو می رسد نیز بصورت تقویت شده تغییر می کند. مقدار تقویت آن نیز بنا به ساختار آرایش مدار تا حد مناسبی قابل طراحی است. نوع آرایش و اتصالات ترانزیستور به مدار را بایاس آن مدار می گوییم. در اینجا تغییرات سر بیس ترانزیستور مانند یک شیر آب عمل می کند. یعنی همانطور که با چرخش اندک شیر آب حجم زیادی از آب عبوری را تغییر می دهیم در اینجا نیز با تغییرات این شیر (پایه ی بیس ترانزیستور) مقدار حجم آب ورودی به مصرف کننده که در اینجا بلندگو است تغییر می کند. حال کافی است سیگنال صوتی ضعیف خود را به پایه ی بیس متصل کنیم. در این حالت تغییرات کوچک سیگنال صوتی را به تغییرات بزرگ تبدیل کرده ایم. به اصطلاح آن را چند برابر و یا تقویت کرده ایم. لذا به این صورت انرژی لازم را برای به حرکت در آوردن صفحه ی بلندگو ایجاد کرده ایم. به یاد داریم که حرکت الکترونها دریک سیم همان جریان الکتریکی می باشد. بنابراین اگر منبعی پر از آب را دریک ارتفاع 10 متری به مثابه منبع انرژی (ولتاژ) بدانیم ،حرکت آب در لوله به مثابه جریان می باشد. حاصلضرب جریان در ولتاژ ، توان می باشد. بنابراین توان خروجی یک تقویت کننده مقدار حداکثر جریان خروجی در مقدار ولتاژ آن در همان زمان می باشد.

تقویت کننده های جریان و یا ولتاژ در مبحث انتقال صدا هویت دارند. اما بحث تقویت کننده های ولتاژ و جریان در زمانیکه نیاز به تبدیل سیگنال الکتریکی به  انرژی صوتی باشد ناتوان است. بطور کل ما بعد از مبحث انتقال صوت از درون سیم وقتی نیاز به اتصال به بلندگو داریم نیاز به تقویت کننده توان خواهیم داشت. حتی بلندگو های کوچک تلفن همراه نیز نیاز به تقویت کننده توان، البته در مقیاس کوچکتر دارند. تبدیل انرژی الکتریکی به صوتی و در نهایت انرژی آکوستیکی درست مثل یک اتومبیل است که آن را سنگین و پر از سرنشین کنیم. در این مثال موتور اتومبیل به عنوان یک منبع تأمین انرژی (ولتاژالکتریکی) وحرکت اتومبیل به عنوان جریان الکتریکی می توان تعبیر کرد. مقاومت اتومبیل را نیز در برابر با حرکت را نیز بار آن یا همان مقاومت الکتریکی تعبیر کرد. لذا برای غلبه بر مقاومتهای زیاد نیاز داریم هر دو مؤلفۀ جریان و ولتاژ یا حاصلضرب آن دو یعنی توان را افزایش دهیم. شکل 4 درحقیقت یک تقویت کننده توان کلاس A است که در نقطۀ فعال ترانزیستور کار می کند. نقطه ی فعال ترانزیستور نقطه ای است که ترانزیستور در آن بصورت تقریبا خطی کار می کند. روش کاری یک تقویت کننده را نیز کلاس کاری آن تقویت کننده می نامیم.

این تقویت کننده با کیفیت مناسبی می کند و واپیچش کمی دارد. ولی بزرگترین مشکل آن توان مصرفی آن است. یعنی برای تولید یک توان 100 واتی (وات واحد توان است) 400 وات را درخود مصرف می کند. یعنی بازده آن تنها 25% است. بیاد داریم که بازده حاصل تقسیم توان خروجی به ورودی است.300 وات به هدر رفته تبدیل به انرژی حرارتی می شود. به همین دلیل این قبیل تقویت کننده ها نیاز به شبکه های آلومینیومی (Heat sink ) جهت انتقال حرارت به خارج از دستگاه را دارند. حتی گاهی در خود خنک کننده ها ی گردشی (Fan) نیز دارند. این تقویت کننده ها به همین دلیل دارای وزن زیادی هستند.

به همین خاطر نوع دیگری از تقویت کننده های توان به نام تقویت کننده های کلاس B طراحی شد (شکل 5). این تقویت کننده با استفاده از دو ترانزیستورکه درناحیه فعال کارمی کنند ساخته می شوند. با استفاده ازاین دو ترانزیستور کار ترانزیستور شکل4 تقسیم شده و بازده مدار  بالا می رود.

 نوع ترانزیستور پایین PNP وترانزیستور فوقانی NPN می باشد. در هر لحظه هرکدام از ترانزیستورها تنها به نیم سیکل شکل موج نگاه کرده وکار می کند. هرشکل موج صوتی متشکل از دو نیم سیکل مثبت ومنفی است. به عبارتی دیگر هر ترانزیستور تنها با نیمی از شکل موج درگیر است وهمانطور که گفتیم تقسیم کار می شود. بدین طریق بهره سیستم دو برابر می شود. البته این روش اشکالاتی را نیز داراست. یکی از این اشکالات پیدایش واپیچشی بنام واپیچش تقاطعی (Cross over distortion) درهنگام عبور سیگنال از نقطه ولتاژ صفر است. دراین نقطه هیچیک از دو ترانزیستور عمل هدایت را انجام نمی دهند. این مشکل از آنجا ناشی می شود که نیمه هادیهای بکار رفته در ترانزیستورها (همان دیودها) نیاز به یک ولتارژ حداقل برای شروع نقطه کار دارند. به عنوان مثال اگر ترانزیستور ما از جنس سیلیسیم باشد از نقطۀ صفر ولت تا نقطۀ 0.7 ولت خروجی نخواهد داشت وباعث واپیچش در صدا خواهد شد. برای مثال در شکل 6 این اثر را بر روی یک سیگنال صوتی سینوسی با فرکانس یک کیلوهرتز که شبیه صدای سوت است را نشان داده ایم.

 برای اصلاح این مشکل تقویت کننده های توان کلاس AB ابداع شدند. در این کلاس تقویت کننده ها ترانزیستورها همیشه فعال هستند. بدین شکل اثر واپیچشی سیگنال صوتی نیز از بین می رود. شکل7 نمونه یک تقویت کننده ی کلاسAB  است.

 کلاس AB عمومی ترین نوع تقویت کننده است. از مزایای آن می توان به افزایش بازدهی آن تا حدود 78% را نام برد. شکل پیشرفته یافته تقویت کننده های توان AB تقویت کننده های کلاس G و  Hمی با شد. تفاوت عمدۀ آن در شکل طراحی، افزایش بازدهی، نقطۀ کار بسیار دقیق و قیمت مناسب آن می باشد.

اگر دقت کرده باشید در تمام کلاسهای مختلف تقویت کننده ها یک خازن در سر خروجی و یا ورودی وجود دارد. خازن کار یک فیلتر DC را انجام می دهد. یعنی اگر روی سیگنال صوتی خروجی مؤلفه ثابت ولتاژ درخود داشته باشد آن را حذف می کند. همانطور که می دانیم یک سیگنال صوتی متناوب است. بنابراین همیشه در مدارات تقویت کننده هم در سر راه سیگنال ورودی هم در قسمتهای انتهایی هر طبقه از تقویت کننده یک خازن حذف مولفه های ثابت برای سیگنال صوتی می گذارند. هر تقویت کننده نیاز به آرایش سری (دنبال هم) از تقویت کننده های مختلف دارد تا به ولتاژ یا جریان نهایی یا حاصلضرب آن دو یعنی توان مورد نظر مصرف کننده برسد. به هر کدام از این تقویت کننده ها بصورت مجزا طبقه ی آن تقویت کننده می گوییم. لذا ممکن است یک تقویت کننده از چندین طبقه تقویت کننده ساخته شده باشد. از آنجا که در هر طبقه احتمال اضافه شدن مولفه ی ثابت بر سیگنال صوتی وجود دارد. لذا در هر طبقه نیاز به قرار گرفتن چنین خازنهایی در مدار ضروری است. به این گونه خازنها را،  فیلترهای خذف DC  یا DC Canceller  می گویند. مقدار این خازن ها نه آنقدر کوچک است که حذف را درست انجام ندهد و سیگنال از آن عبور کند و نه آنقدر بزرگ است که به شبیه یک یکسوساز عمل کند و سیگنال صوتی دستخوش تغییرات شود. لذا مقدار آن برحسب مقدار جریان  و ولتاژ خروجی و ورودی در هر طبقه از تقویت کننده متغیر است.

در انتها بطور کل می توان گفت خروجی تقویت کننده ها به یکی از دوعامل زیر محدود است:

1-واپیچش بیش از حد

2-محدودیتهایی مانند ولتاژ شکست که همان ولتاژی است که ترانزیستور را از نقطۀ کار خود خارج می کند یا جریان خارج از تحمل ترانزیستور ویا محدودیتهای دمای مجاز کار ترانزیستور است.

این محدودیتها باعث طراحی های بهینه شد. طراحی کلاس D نقطه ی عطفی در ساخته شدن تقویت کننده هایی با وزن بسیار کم و توان بسیار بالا به شمار می رود. همچنین مساله خطی کار کردن یک تقویت کننده در زمان تقویت در فرکانس های مختلف از ملزومات یک تقویت خوب است. عدم خطی کار کردن مشکل تغییر رنگ بر روی سیگنال صوتی را دارا ایجاد می کند که متاسفانه این اشکال در اغلب تقویت کننده های ارزان قیمت موجود است.

امروزه برخی از تقویت کننده های حرفه ای از لامپ (Vacuum Tube) بجای ترانزیستور استفاده می کنند. این جایگزینی مزایا و معایب با خود همراه دارد. از مزایای این کار می توان به پاسخ یکسان ترانزیستور در فرکانسهای مختلف (که به اصطلاح آن را خطی کار کردن ترانزیستور می گوییم) و عدم تاثیر از افزایش حرارت نام برد. این مسایل مشکلات بسیار مهمی در کار ترانزیستورهای عادی یک تقویت کننده است. اما از معایب آن می توان به گران بودن آن، عمر محدود لامپ و حجم بسیار زیاد آن به نسبت ترانزیستور نام برد. همچنین لامپها نیاز به یک مدت زمان به نسبت زیاد جهت رسیدن تا به نقطه کار مناسب دارند. به اصطلاح گرم شوند. شبیه آنچه که در کودکی راجع به تلویزیونهای لامپی تجربه کردیم. گاهی این مدت زمان به بیش از نیم ساعت می رسد. در تقویت کننده ها از ترانزیستور های دیگری مانند ترانزیستورهای اثر میدان (FET) و (MOSFET) که دارای بازده های مناسب و طرز کار بهتری نسبت به ترانزیستورهای عادی (BJT) هستند نیز استفاده می شود.

در انتها توصیه می شود برای خرید یک تقویت کننده به مسائل زیر دقت کنیم:

1-    تطبیق انرژی مورد نیاز مصرف کننده بنا به مقدار خروجی تقویت کننده

2-    خطی کار کردن تقویت کننده در محدوده توان مورد نیاز

3-    محدودیت و یا عدم محدودیت وزن دستگاه تقویت کننده

4-    بازده واقعی تقویت کننده

5-    محدودیت های گرمایی

6-    محدودیت فضا

7-    قیمت دستگاه

8-    خواندن مقالات انتقادی در مورد تقویت کننده ی انتخابی ما

9-    مقایسه با مورد های مشابه، ساخته شده توسط دیگر شرکت های سازنده

10- درست گوش دادن به نحوه ی عملکرد آن تقویت کننده با یک CD  صوتی مرجع با بلندگوهای یکسان

 

---------

 

عضویت در هیات علمی مدرسان

موسسه آموزش عالی فن آوران اطلاعات تهران

(مجتمع فنی تهران)

http://film.mft.info/06/Fa/StaticPages/Page.aspx?tid=754

 درج مقاله "نظریه ی انرژی های پنهان در صدا"

در وب سایت موسسه

http://film.mft.info/06/Fa/DynamicPages/PageList.aspx?c=74

نویسنده:  آیدین الفت

شرح مقاله:


خداوند ابتدا خورشید را آفرید، سپس زمین را آفرید و بعد صدا را آفرید.

 

تمامی اهمیت صدا دراین یک فراز نهفته است. انسان از همان آغاز رشد و نمو در رحم مادر با احساس شنوایی آشنا می شود. در آن زمان حتی اندام شنوایی چون پرده گوش، لوله های هدایت کننده صدا و پرده صماخ هنوز به شکل نهایی خود نرسیده اند. اما نوزاد امکان شنوایی را داشته و با صدا ارتباط برقرار می کند. پس از تولد زمزمه های مادرانه که نوزاد با صاحب آن صدا از درون رحم آشنا شده است باعث آرامش شده ولالایی مادرانه اولین موسیقی تسکین دهنده روح او می گردد. کاری که هیچ نوار مغناطیسی صوتی (TAPE) یا با کیفیت دیجیتال، دیسک فشرده (CD) ، نمی تواند انجام دهد. از حدود یکصد سال پیش انسان امکان ضبط صدای خود را پیدا کرده و دراین یک قرن به پیشرفتهای چشم گیری نیز دست پیدا کرده است. اما هنوز آن صدایی که ما مستقیما توسط گوش خود می شنویم معادل سازی و باز سازی نشده است. با این همه پیشرفت در زمینه صنعت صدابرداری، هنوز هم فرسنگها از واقعیت عقب هستیم و آخرین دستاورد ما تنها در حد تصوری از اصل صدا است نه تکثیر یا خلق واقعیت درون آن. چون هنوز به احساس شنوایی اهمیت نداده ایم و موضوع شنوایی را در محدوده ی گوش رها کرده ایم.

اما واقعا صدا چیست؟ آیا تنها لرزش و ارتعاش ملکولهای هواست؟ جواب منفی است. وقتی کلامی می گوییم سعی در انتقال یک انرژی از طرف خودمان توسط آن کلام به مخاطب داریم. صدای ایجاد شده آمیخته ایست از تمام آن احساسی که می خواهیم به توسط آن صدا منتقل کنیم. یعنی برای ما احساس شنوایی و رساندن این انرژی اهمیت دارد نه تنها انتقال یک ارتعاش ملکولی. صدا در خود این انرژی را دارد ولی بسنده کردن ما در انتقال این انرژی از طریق سیگنالهای الکتریکی بسیاری از انرژی درون آن را فیلتر و حذف می کند. بنابراین صدا یک سیگنال الکتریکی یا ترکیبی از موجهای سینوسی و تنها یک ارتعاش نیست. صوت در ذهن اتفاق می افتد نه در گوش. به همین لحاظ است که من کلمه احساس شنوایی را جایگزین شنیدن می کنم چون در واقع چنین است. اشکال ما از اینجا بوجود می آید که گوش را عامل شنیدن می پنداریم. در حالیکه وقتی با خود حرف می زنیم یا فکر می کنیم صداها وجود دارند اما توسط دیگران شنیده نمی شوند. صوت در خود هویت و انرژی هایی دارد که تاکنون با هیچ وسیله ای قابل اندازه گیری نبوده است. صدای لالایی مادر حتی وقتی از یک سیستم دالبی سوراند یا چند جهته (Dolby Surround or Multi Directional) با کیفیت عالی برای نوزاد پخش شود هیچگاه دارای آن احساس اصلی برای نوزاد نیست. درسینما تصویر سقوط یک هواپیما به درون یک ساختمان را می بینیم و صدای سقوط و انفجارش را نیز می شنویم، اما تاثیر آن در ذهن ما هیچگاه قابل مقایسه با تصادف یک موتور سوار با درب اتومبیلمان نیست. احساس صدای پخش شده در سینما را از یاد می بریم اما احساس تصادف خودمان را خیر.

اکنون این سوال است که چرا؟ مگر صدا در خود چه چیزی دارد که قابل ضبط و نگهداری نیست؟!

جوابش در هویت و انرژی های نهفته در صدا و احساس شنوایی است. شنیدن یک صدا به بسیاری عاملها وابسته است که این عوامل باید یکجا حضور داشته باشند تا صدا به صورت 100% واقعی شنیده و احساس شود. برای بازترکردن مساله به بررسی این عوامل می پردازم.

 اولین عامل تاریخچه ذهن ما از آن صداست. در مثال لالایی بالا جنین نه ماه در طول رشدش در رحم با طنین صدای مادر آشنا می شود. رشد سلولهای وجودش با صدای قلب مادر، نفس کشیدن و حتی لبخندهای او در میهمانی ها وگریه های او درمراسم ترحیم عجین می شود. آن صدا کم کم ریشه در تاریخچه ی هستی نوزاد پیدا می کند. آن صدا برای نوزاد تنها یک آوا نیست. این آوا حتی ریشه در نحوه تشکیل سلولهای عصبی نوزاد حتی به لحاظ ژنیتیکی دارد که باعث می شود آن سلولها با روان مادر سنخیتی عمیق پیدا کند. هر صوتی برای هر کسی یک تاریخچه و در نهایت یک حس شنوایی متفاوت دارد. برای همین است که بعضی صداهایی که برای ما خوش آواست برای دیگری ناخوشایند است و یا بلعکس. عامل تاریخچه عامل بسیار مهمی است و باعث می شود احساس شنوایی ما با دیگران بسیار تفاوت پیدا کند و در نهایت صدا در ذهن ما متفاوت به نظر برسد. برخی صدا ها نیز در درون ما تاریخچه ی مشترکی با دیگر انسانها دارند که با نوای حیات ما آمیخته است. مانند صدای تپش قلب و یا نفس کشیدن. به سادگی می بینیم که صداگذاران فیلمهای ترسناک با پخش کردن این صداها و با استفاده از کمی تند کردن ریتم و ضرب آهنگ آن چه احساس دلهره ی عمیقی را در ما بوجود می آورند.

عامل دیگر حسِ در لحظه است. یعنی اینکه اگر مادر حتی همان نوای لالایی را بخواند، اما درونش بی تاب و مضطرب مثلا برای دیر رسیدن به یک مهمانی باشد این حس اضطراب به کودک نیز منتقل می شود و در نتیجه آرامش، در نهایت خواب در نوزاد بوجود نمی آید. مادر بعد از مدتی از متوقف نشدن صدای گریه نوزاد کلافه می شود و همان نوا را شاید با همان صدا با اضطراب درونی بیشتری می خواند. شدت و طنین صدا همان است و به اصطلاح صدا همان صداست اما باز صدای جیغ و فغان نوزاد بیشتر و بیشتر می شود و مادر متعجب که چرا کودکش که همیشه با همین لالایی می خوابیده، اما اکنون در حال جیغ و گریه است.

مثالی دیگر در جایی هستید که سکوت حکم فرماست. اما این سکوت برای شما الزاما آرامش نمی آورد ، حتی به آن لقب "آرامش قبل ازطوفان" می دهید. اما ممکن است در یک میهمانی شلوغ و پر هیاهو احساس آرامش کنید. این به آن دلیل است که انرژی صدای انسانهایی که در آن میهمانی هستند همه لبریز از آرامش خیال و سرور است. در این صورت حتی حرفهای بسیار تکراری زیبا، آهنگین و آرامش بخش به نظرتان خواهد رسید.

باز در مثالی دیگر بعضی اوقات باکسی حرف عادی می زنیم اما انرژی ساطع شده از آن فرد آنقدر منفی است که حرفهایش مانند دعوا در ما تنش ایجاد می کند. اما در جایی دیگر درحال بحث و گلایه با فرد مورد علاقه ی خود هستیم اما این بحث بسیار آهنگین، زیبا و دلنشین است. حال اگر این دو مکالمه را ضبط کنیم و برای یک شخص غریبه پخش کنیم نه از تنش مکالمه اول چیزی خواهد فهمید نه از احساس خوب مکالمه دوم.

بنابراین با صوت حس تولید کننده صوت نیز منتقل می شود. اما در ضبط صوت این انرژی تا حد بسیار زیادی از بین می رود و منتقل نمی شود.

برای درک بیشتر این مورد پیشنهاد می کنم یک نوار که تنها بر روی آن صدای نفس کشیدن عادی ضبط شده است را برای دوستانتان پخش کنید. سپس بپرسید از شنیدن این صدا چه حسی پیدا می کنند. اگر گفتند "نفس کشیدن"، باز به اصرار آنها را دعوت به گوش دادن دقیق و تشریح حسهایشان کنید. جوابهای شنیدنی ای خواهید شنید.

عامل دیگر شنوایی با اندامی غیر از اندام شنوایی است. به عنوان مثال آیا تا بحال احساس کرده اید که قبل از اینکه صدای تلفن همراه خود را بشنوید زنگش را احساس کرده اید؟ البته منظورم استفاده از امکان لرزش (Vibration) که معمولا امروزه در تلفن های همراه متداول است نیست. بسیار شده که احساس می کنید کسی دارد صدایتان می زند اما با اینکه هنوز صدایش را نشنیده اید، به خود می گویید "کسی مرا صدا زد؟ " یا در مثال قبل مثلا می گویید "مبایلم زنگ خورد؟ " سپس تلفن همراهتان را از جیبتان در می آورید و با نگاه به صفحه ی نمایش آن متعجب پیغام "تعداد تماس پاسخ داده نشده: 1" (1 Missed call) را می بینید و ازخودتان با تعجب می پرسید "پس چرا صداشو نشنیدم؟!" وبعد اگر دقیق باشید به خود می گویید "پس اگه صداشو نشنیدم پس چه جوری فهمیدم زنگ می زنه؟!!" . این همان شنوایی بدون استفاده از اندام شنوایی است که خود بر دو قسم است:

قسم اول اینکه انسان با پوست تن خود نیز می تواند اصوات را درک و حس کند و این حس به مغز انتقال می یابد. از آنجا که تمامی اجزاء جسم انسان به یکدیگر متصل است وحس شنوایی نیز چیزی جز ترشح ماده شنوایی پشت سیستم حلزونی شکل گوش نیست. این ترشح می تواند توسط ارتعاش اندامهای دیگر نیز اتفاق بیافتد. از این روست که حتی انسانهایی که فاقد اندام شنوایی یا به اصطلاح "ناشنوا" هستند چنین حسی را دارند. آنها برخی مواقع بعضی صداها را از طریق اندامهای دیگر به جز ارتعاش پرده صماخ می شنوند. این مقوله یکی دیگر از دلایل لذت ما در شنیدن صدای یک ساز از نزدیک به عنوان مثال حضور در یک کنسرت موسیقی بصورت زنده (Live) است. مثلا وقتی در یک کنسرت موسیقی کلاسیک حضور می یابید به سادگی احساس می کنید صداهای بم مانند ساز کوبه ای تیمپانی (Timpani Drums)  را با پوست تنتان نیز حس می کنید. شنیدن یا حس کردن این عامل امروزه تا حدود کمی توسط سیستمهای مجهز به بلندگوهای زیربم (Sub Woofer) جبران شده است.

قسم دوم شنیدن صدا بصورت هویتی الهام شده و بصورت انرژی خاصی منتقل شده از طرف مخاطب است. به عنوان مثال گوشی تلفن همراهتان روی حالت سکوت (Silent) است، اما حس می کنید تماسی با شما گرفته شده است. با نگاه کردن به گوشی می بینید که چنین است. امروزه اصطلاحا به این موضوع می گویند حس ششم. اما من آن را در زمره ی انرژیهای پنهان در صدا و در کنار عامل های  یاد شده می آورم.

صدا به غیر از تغییرات دامنه در خود انرژی نهفته ای دارد. این انرژی قواعد و قانونهای خود را دارد که شاید در آینده کشف و باعث خلقت نسل نوینی از و صدابرداری وصدا سازی بصورت فرا صوتی شود. به عنوان مثال روی صندلی جلوی تلویزیون منزلتان نشسته اید و بی آنکه صدایی بشنوید درون خود صدای یک تصادف را حس می کنید. با کمی تردید که این صدا در خیال بوده یا واقعیت پشت پنجره می روید اما خبری از تصادف نیست. هفت ساعت بعد با شما تماس گرفته می شود و شخصی خبر می دهند که دوست نزدیکتان در کشوری دیگر هفت ساعت پیش تصادف شدیدی کرده و اکنون در بیمارستان در بخش مراقبتهای ویژه بستری است. این احساس شنیدن صدای تصادف حتی بر خلاف اصطلاح "به دل افتادن" است. زیرا اگر چنین می بود باید بعد از آن احساس دلهره می کردید اما تنها صدای یک تصادف را درونتان حس کرده اید. این همان انرژی نهفته در صداست که حتی با سرعتی چند برابر سرعت نور به شما رسیده است. جالب این است که با یادآوری و بررسی صدای شنیده شده می بینید حتی شکل صدای تصادفی که درون خودتان حس کرده اید دقیقا با نوع تصادف دوستتان مطابقت دارد.

باز اگر اصرار کنید حس ششم یا به دل افتادن است ازشما سوال خواهم پرسید پس چه لزومی داشت صدایی دقیقا مطابق آن تصادف شنیده شود؟! همان دلهره وظیفه به دل افتادن یا حس ششم را تماما انجام می داد. اعتقاد دارم نوع و قدرت روابط احساسیمان پارامترهای این انتقال انرژی صوتی را تعیین می کند. هرچه از لحاظ انرژی روحی نزدیکتر باشیم آن صدا زودتر و واضح تر بما خواهد رسید. انرژی های پنهان در صدا دقیقا پارامتری از صدا است که تکنولوژی امروز صدا برداری و باز سازی صدا بسیار با آن غریبه است.

عامل دیگر ترکیب صدا با حسهای دیگر ماست. به عنوان مثال وقتی صدای مهیب طولانی مدتی را می شنویم و همراه با آن بوی گرد و غبار را احساس می کنیم به تصور حس شنیدن فرو ریختن یک ساختمان می رسیم. حال اگر همان صدای مهیب را همراه با لرزشی حس کنیم احساس شنیدن زمین لرزه می کنیم. و باز اگر همان صدا را با حس رطوبت روی پوستمان و بادی خنک بشنویم احساس نزدیک شدن به یک آبشار عظیم را پیدا می کنیم. لذا ترکیب حسها به ما احساس شنوایی متفاوتی می دهد. درسه مثال بالا آن صدای مهیب یکی است اما حس شنوایی ما متفاوت است. لذا به احساس صدایی متفاوت می رسیم.

عامل دیگر تداخل صداهای شنیده شده با صداهای درون انسان است که بر دو قسم است:

یک: هر انسانی درون خود در حال تولید صداهایی چون تپش قلب، نفس کشیدن و انبسط و انقباض اندام و غیره است. لذا در درون ما مجموعه ای از صدا ها در حال تولید و پخش شدن است. هیچ دو انسانی نیز دارای صدای درونی یکسانی نیست. صداهای شنیده شده توسط انسان با این صداها ترکیب شده و موج جدیدی از صدا را پدید می آورد و احساسی متفاوت می سازد.

دو: زمانیکه در حال فکر کردن یا خواندن مطلبی بی صدا هستیم صدا وجود دارند اما تنها در مغز ما شنیده می شوند. جالب این است که ما می توانیم در مغز خود حتی داد بزنیم اما صدایی به بیرون منتقل نشود. همانطور که ابتدای این مقاله گفتیم این دلیل همان مدعاست که شنیدن صدا تنها به واسطه گوش نیست. شنیدن صدا راههای و ابزارهای گوناگون دارد که گوش تنها یکی از آن ابزارهاست. این مطلب در مورد نداهای درون ما نیز وجود دارد. مغز ما به واسطه ی ایمان و اعتقاداتش و ذات نهاده شده در روح ما در حال گفتن فرامین است که چون آواهایی ناشنیدنی در درون ما پخش می شود. صداهای شنیده شده توسط ما با نداهای درونی و تفکرات ما نیز آمیخته می شود و احساس متفاوتی را در هر لحظه می سازد.

از عوامل دیگر مربوط به مبحث احساس شنوایی، صداسازی و سکوت سازی (حذف صدا) در مغز انسان است. مغز انسان بر اثر عواملی متفاوت که می تواند ترکیبی از عوامل فوق باشد در خود مکانیزم ساخت صدا را دارد. به عنوان مثال در دعوای بین دونفر بسیار می بینیم که یکی می گوید: "من این حرف را نگفتم" اما دیگری با اطمینان می گوید: "گفتی". تنها یک ضبط صوت می تواند این ادعا را اثبات کند. اما حتی اگر وسیله ضبط و پخش صدا وجود داشته باشد باز شخص دیگر به اصرار خواهد گفت که "درسته ضبط نشده اما من  خودم شنیدم که اینو گفت". با مثالی معکوس سعی می کنم این موضوع را واضحتر بیان کنم.

شما دراتاقی نشسته اید و ساعتی شماته دار در آنجا وجود دارد. ثانیه شمار ساعت مرتب در هر ثانیه یک یا دو ضربه می زند. بعد از یک ساعت که در آن اتاق هستید دیگر صدای ساعت را نمی شنوید. وقتی متعجب می شوید که چرا دیگر صدای ساعت نمی آید. برمی گردید و به ساعت نگاه می کنید، آرام آرام صدای ثانیه شمار ساعت شنیده می شود.

آری! مغز انسان هم صدا می سازد و هم صداها را حذف می کند. . در مثال اول شنیدن مکالمات اضافی برمی گردد به سابقه آشنایی و تاریخچۀ نوع مکالمات و تصورات ذهنی. در مثال دوم عامل بی اهمیت کردن تکرار در مغز باعث نشنیده شدن ثانیه شمار می شود. حتی در بعضی انسانها این عمل عمدا و با دستور انجام می شود. افرادی هستند که در کار به محیطی شلوغ عادت دارند. مانند دکان داران بازار و یا پاسخگویان سامانه های تلفنی مانند 118. در نقطه ی مقابل آن افرادی هستند که صداهای معمولی نیز برایشان هیاهویی وحشتناک و آزار دهنده است. مانند مسافرین روستا نشین در یک سفر به تهران. آقایانی نیز هستند که تصمیم می گیرند صدای گریه و جیغ و یا اصرار همسرشان را نشنوند و واقعا دیگر نمی شنوند در حالیکه آن صداها به شدت وجود دارد!

عامل دیگر ارتباط سن و ساختار شنوایی با حس شنوایی است. صدای موسیقی رقص (Dance) در شما در سنین نوجوانی و جوانی شعف ایجاد می کند. اما در سنین پیری باعث آزار می شود. موسیقی همان موسیقی است اما عامل خستگی ساختار شنوایی، نوع احساس شنوایی ما را تغییر می دهد.

و در آخر روحیات شنونده است. یک موسیقی دلپذیر دیروز، امروز بعد از یک روز خسته کننده تبدیل به سوهان روح می شود. موسیقی همان موسیقی است. دیروز با تمام قوا می نواخت اما امروز بنابر روح خسته ی ما سرنوشتش خاموشی است.

توجه اندک و محدود ما به مجموعه ساختار فیزیکی شنوایی، روحیات و انرژی صوتی امروزه علمی را بنام موسیقی درمانی متداول کرده است. بازار امروز پر است از آلبومهای موسیقی با ذکر کلماتی چون تمرکز (Meditation) ، آرامش (Calmness or Relaxation) و غیره. حتی در کار و تولید نیز موسیقی عامل ازدیاد بازدهی کارمندان و کارگران و در نهایت کیفیت خدمات یا محصول می گردد. حتی گاوهایی که وظیفه تولید شیر دارند از شنیدن موسیقی بتهوون و موتزارت به این سبب بی بهره نیستند! البته اگر مرحوم بتهوون هم اکنون زنده بود و اگر گاوهایی می داشت و  خود برای گاوهایش می نواخت حتما تاثیری شگرف تر می داشت و شاید هم اکنون صاحب بزرگترین شرکت تولید شیر در سراسر جهان بود!

لذا سیستمهای ضبط کنونی ،هرچند پیش رفته نمی توانند احساس شنوایی طبیعی و واقعی را در ما ایجاد کنند. علی الخصوص با ورود انسان به حوزه صدای دیجیتال (گسسته) توان تشخیص انرژی برخی از عوامل بالا که آنهم تنها قسمت اندکی از آن در سیستمهای آنالوگ قدیمی منتقل و ضبط می شد نیز دیگر کاملا از دست رفته است.

ادعای سیستم دیجیتال این است که گوش انسان قابلیت درک این گسستگی بسیار ریز در صداهای دیجیتال را ندارد. اما بررسی عوامل ذکر شده مخصوصا در شنیدن صداهای درونی چنین ادعایی را رد می کند. انسان گسستگی در صدا را ،که امروزه حاصل از تکنولوژی دیجیتال است، شاید نشنود اما احساس می کند. شاید به همین خاطر است که می گوییم آهنگهای امروزه مانند آهنگهای قدیمی نمی شوند و حس خود را در جمله ی "آهنگهای قدیمی یه حس وحال دیگه ای داشتن" بیان می کنیم. آیا این دلیل ضبط شدن قسمتی از انرژی های پنهان در صدا و گوشه ای از احساسهای خوب قدیم و تاریخچه ی آرامش ما در آن روزگار بر روی یک صفحه گرامافون بسیار کیفیت پائین با خط و خش بسیار نیست؟! آیا یک سیستم دالبی چند جهته این احساس را منتقل می کند؟ هرگز!

در آینده فکر می کنم اگر بخواهیم به یک حس واقعی و طبیعی از صدا برسیم و احساس شنوایی را جایگزین شنیدن کنیم باید مجموعه ای از دستگاههایی در اختیار داشته باشیم که هرکدام کار در نظر گرفتن عوامل یاد شده را داشته باشند. به عنوان مثال "دستگاه پخش انرژی پنهان صدا!" (Sound Hidden Energy Player یا !SHE Player) یا دستگاه "شکننده ی سکوت های مغزی ! "(BSB!: Brain Silent Breaker).

در پایان باور دارم و در مقاله ای دیگر اثبات خواهم کردکه مردگان نیز صدای ما را می شنوند وما نیز صدای مردگان را می شنویم شاید به همین خاطر است که گفته اند: "تنها صداست که می ماند".

------------------------------------------------

 

کهنه ها:

1389/07/09 چاپ مقاله علمی در شماره ی سی ام نشریه صنعت صدا و تصویر، دریافت دومین لوح سپاس به عنوان کار آفرین نمونه ددددمناسصمینا

1389/05/05 اهداء لوح سپاس، ملاقات با شهداد روحانی،آغاز نمایش دور دو فرمان، عکسهای اجرای ویژه هنرمندان نمایش تجربه مرگ

 1389/04/17 اتمام اجرای عموم نمایش "تجـربه مـرگ"  و استقبال کم نظیرتماشاگران و توجه خاص مطبوعات و سایت های خبری

1389/03/10  نمایش تجربه مرگ. اجرای عموم و تمدید آن تا 28 خردادماه 1389

1388/10/14  تدریس علم الکترونیک در رشته ی مهندسی صدا در موسسه آموزش عالی فن آوران اطلاعات تهران (مجتمع فنی تهران)

1388/07/20   آغاز ششمین جشنواره سراسری ماه با  نمایشنامه ی " تجربه  مرگ "  

 

 

 

 

كليه حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به صاحب اثر مي باشد
All rights reserved. ©2010 Aidin Olfat.

 

 

 

 

 

 

-----

------

 

 

-----