Menu

Get Fonts دريافت فونت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

تازه ها

 

طراحی و مهندسی صدا و صدابرداری

نمایش "دایره گچی قفقازی"

 

اتفاقی بزرگ در تاریخ تئاتر ایران

از نظر سبک اجرا، تعداد بازیگران و عوامل

 

به کارگردانی:

حمید پورآذری

 

نویسندگان:

نشمینه نوروزی

محمد زمان وفاجویی

رسول ادهمی

 

بازیگران:

یکصد نفر!

 

مکان:

فرهنگسرای بهمن - گالری شماره ی دو

 

زمان:

بیستم بهمن تا آخر اسفند هشتادو نه - ساعت هجده و سی دقیقه

-------

 

انتشار مقاله ای تحت عنوان

"مقدمه ای بر صداگذاری و صدابرداری تئاتر"

در شماره سی و سوم نشریه ی تخصصی فنی و مهندسی

صنعت صدا و تصویر

 

نویسنده:  آیدین الفت

شرح مقاله:

همانطورکه می دانید تئاتر مادر هنرهای نمایشی است. چراکه در دل خود بسیاری از هنر ها را از قبیل بازیگری، موسیقی، نور، حرکات موزون، طراحی صحنه ، لباس و... دارا است. ترکیب کاملی از صوت و تصویر بصورت زنده. ارتباطی به نزدیکی یک تار مو با هنری که در لحظه خلق می شود. درست مانندآن است که کنار یک نقاش آبرنگ بایستی و لحظه لحظه کنار او شاهدکشیده شدن یک اثر هنری بزرگ باشی. بعد از مدتی احساس خواهی کرد که همراه نقاش تو نیز قلمی در دست داری و بومی در پیش رو و با دست نقاش دستت بالا می رود و با روح او ارتباطی مستقیم پیدا می کنی . اعجاز هنر تئاتر ارتباط مستقیم با روح بیننده است.

مقدمه ی بالا بدین جهت بود که نقش بسیار حساس این هنر می تواند با کوچکترین اشتباهی این ارتباط روحی را قطع کند. لذا هرگونه خطایی در بازی های نور یا رساندن صدا به مخاطب بسیار بزرگ دیده می شود و آن عالم خیالی که مخاطب در واقعیت شاهد آن است را دچار خلل کرده، ارتباط روحی مخاطب را با صحنه تئاتر منقطع می شود. از سالهای پیدایش این هنر بزرگ نمایشی تا امروز تمامی صداها از گفتار گرفته تا موسیقی ترجیحاً بصورت زنده و در لحظه انجام می گیرد تا ذات در لحظه بودن این هنر حفظ گردد. این امر باز کار را برای ایجادکنندگان اصوات صحنه که عمدتا بازیگران و نوازندگان هستند مشکل تر می کند. اولین مساله بعد از تمرین مونولوگ ها (گفتار بازیگر با خود یا بیننده) ودیالوگ ها (گفتار بازیگر با بازیگر دیگر) و ساخت و تنظیم موسیقی مناسب هر صحنه، مساله تطبیق هم زمانی و زمان بندی (synchronization and timing) در صدا گذاری است. به عنوان مثال زمانیکه بازیگری در حال گفتن یک مونولوگ عاشقانه است. موسیقی با نوایی این احساسات را به اوج می رساند یا در صحنه رزم موسیقی می تواند با حضور تنها چهار بازیگر صحنه را به کارزاری بزرگ تبدیل کند. اگر این اتفاق درست در زمان مناسب اتفاق نیافتد، اتفاق کامل نمی شود و چه بسا باعث اشکال کلی در توالی صحنه ها شود. یعنی اگر موسیقی کمی دیرتر یا زودتر بنوازد کل کار بازیگرها، نور و بطور کل کارگردانی به مخاطره می افتد. مشکل بزرگتر زمانی اتفاق می افتد که بازیگر کمی زودتر یا دیرتر نقش خود را به پایان برساند در این صورت گروه موسیقی یا باید کار خود را زودتر پایان دهد یا چند میزانی به موسیقی خود اضافه کند!

بطور کل صداگذاری در تئاتر به سه بخش تقسیم میشود :

ا-موسیقی (بطور زنده)  

2- اصوات بازیگرانی که در صحنه حضور ندارند (که یا می تواند بصورت زنده باشد و یا غیر زنده یا به اصطلاح play back)

 3- جلوه های صدایی یا افکت ها (مانند صدای رعد و برق، تلفن و یا فضاهای خاص که غالبا ًبصورت play back می باشد)

البته بعضی از نمایش ها بسته به میزان بزرگی گروه و مخاطب ترجیح می دهند هر سه مورد فوق را بصورت غیر زنده انجام دهند چون هم میزان خطا را کاهش می دهد و هم هزینه نمایش را. نمونه ی آن تقریبا 90% اجراهای نمایش در ایران است .

صدابرداری تئاتر نیز به نوبه خود کاری است بسیار مشکل. بسیار مشکل تر از یک کنسرت موسیقی و یا دوبلاژ. چون ترکیب کاملی است از همه ی اتفاقات صوتی از قبیل گفتار، نواختن، آواز خواندن، صدابرداری صدای محیط صحنه مانند هم همه ی بازیگران، افکت ها و ... . یک صدابردار در یک کار نمایشی بزرگ مانند آنچه در تئاتر لندن و یا Broadway نیویورک اتفاق می افتد ممکن است با یک گروه یکصدنفره موسیقی و یک گروه یکصد نفره بازیگرها و یکصد اتفاق محیطی و جلوه ای روبرو باشد . تصور کنید که مدیریت سیصد خروجی صدا در یک نمایش دو ساعته چگونه کاری میتواند باشد. اینجاست که آن مبحث هم زمانی و زمان بندی با یک دهم ثانیه اختلاف کل کار را دچار تنش و بی نظمی عظیمی خواهد کرد. نمایش روح اوپرا (Phantom of the opera)، شیر شاه(Lion King) و یا شیکاگو (Chicago)که چندین دهه است که در لندن و نیویورک در حال اجرا می باشد از نمونه های این نوع نمایش های عظیم است. در چنین ابعادی مدیریت صدا نیاز به چندین زیر مدیر (Sub Manager) برای هر قسمت و چندین سرپرست صدا در هر قسمت و چند ده اپراتور صدا خواهد بود.  امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی میکروفن های بی سیم بسیاری از بازیگران به این میکروفن ها مجهز می شوند. البته به اشتباه در ایران به این میکروفن ها HF (High frequency) می گویند. این میکروفن ها غالباً در لباس بازیگران و در نسل جدید آن در لای موهای بازیگران در  قسمت بین گوش و صوت (خط ریش) و یا بالای سر نصب می شوند. و مانند یک تار مو در فاصله ی ده تا پانزده سانتی متری لب بازیگر قرار می گیرند. قسمت فرستنده این میکروفن ها نیز یا در پشت گوش قرار دارد و یا در پشت کمر بازیگر .اما در نمایش هایی که از این تکنولوزی استفاده نمی کند کار برای صدابردار بسیار مشکل تر است. چون بدون استفاده از بوم صدابرداری، مانند آنچه که در سینما می بینیم، باید صدای بازیگران را به مخاطب برساند که البته معمولاٌ در تئاتر قسمتی از این وظیفه را به عهده ی خود بازیگر می گذارند تا با صدای تمرین شده ی خود حتی درگوشی صحبت کردن خود را با بازیگر دیگر با تکنیک های آوایی به گوش بیننده انتهای سالن برساند.

یک صدابردار  تئاتر علاوه برآشنایی به صدابرداری موسیقی از میکروفن گذاری گرفته تا شناخت آکوستیک سالن ،تنظیم پس خورها (Feed back) و نکات فنی صدا برداری، باید مهارتی کامل به کار نمایش و انتقال احساسات  هر صحنه به ذهن بیننده داشته باشد. البته این یک جمله خود مبحثی است وسیع که به گنجایش یک کتاب می توان به آن پرداخت. اما بطور کلی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-شناخت صحنه های اصلی یک نمایش و محل اسقرار بازیگران کلیدی آن صحنه بنا به متن نمایشنامه، و متناسب به آن انتخاب تجهیزات بی سیم یا با سیم و میکروفن گذاری مناسب در محیط صحنه ها یا بازیگران

2-تنظیم مقدار موسیقی و حتی کم و زیاد کردن حجم صدا در فرود و اوج موسیقی به لحاظ حس نمایشی

3-زمان بندی متناسب پخش جلوه های صوتی با جلوه های تصویری و تطابق کامل آن با حرکات بازیگرها و یا عوامل دیگر منتج به پخش آن جلوه

4-حذف برخی صداها ی محیطی (غیر ضروری)

5-محدود کردن و یا هدایت کردن صدای گروه موسیقی روی صحنه توسط لوازمی چونDivider  ها (که این خود مبحث بسیار مهم و وسیعی می باشد)

6-تصحیح و پاسخ سریع به اشتباهات بازیگری یا نوازندگی یا بخش جلوه ها در هر صحنه با یک حرکت خلاقانه

با توضیحات فوق در می یابیم که صدابرداری تئاتر تنها یک کار فنی نیست و علاوه بر دیگر مهارت ها، یک صدابردار تئاتر به لحاظ زیبایی شناسی و صوت شناسی، ابزار و مهارت های خاصی را در شناخت حسی و تصویری کار نمایش را نیازمند است. او با ید لحظه به لحظه با اتفاقات هر صحنه با توجه به ابزار ولوازم مورد نیاز صحنه ی بعد نمایش را پیگیری کند. در حقیقت یک صدا بردار تئاتر باید کارگردانی صدا کند، نه فقط صدابرداری.

متأسفانه در ایران صدابرداری تئاتر به لحاظ ضعیف بودن امکانات سالن ها و عدم صنعتی شدن این حرفه به لحاظ در آمد هنوز بحث خود را باز نکرده است . اما با دیدن کارهایی چون نمایش "افرا " اثر بهرام بیضایی (تالار وحدت- بهار 87) و یا "دایره گچی قفقازی" اثر حمید پور آذری (فرهنگسرای بهمن- زمستان 89) می بینیم که توجه به این بحث در شکل عملی چه تأثیری بر ذهن مخاطب ایجاد می کند.

--------

 

آغاز کار

" شهر صدای پارسیان "

 

با اهداف

اجرای پروژه های صوتی و تصویری

بازرگانی سیستم های حرفه ای صوتی

آموزش فنون صدابرداری و علوم وابسته

استودیوی حرفه ای ضبط موسیقی و دوبلاژ

------------------------------------------------

 

 

 

كليه حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به صاحب اثر مي باشد
All rights reserved. ©2010 Aidin Olfat.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

------


------