Menu

Get Fonts دريافت فونت

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

از مدرسه ی بازیگری شروع شد...

 

فارغ التحصیل شدم از دوره هشتم مدرسه بازیگری

موسسه فرهنگی هنری کارنامه به مدیریت نگار اسکندرفر

و زیر نظر مدیران آموزش وقت، آقایان پرویز پرستویی و

حبیب رضایی.

 

در این دوره شش ماهه اساتیدمان عبارت بودند از:

رویا تیموریان، محمد رحمانیان، مسعود رایگان،

بهرام شاه محمدلو، مهتاب نصیرپور، هدایت هاشمی

پیام دهکردی، امیر پوریا و رضا بهبودی.

 

این دوره از فروردین هشتاد و پنج آغاز شد و تا

مهر ماه همان سال ادامه یافت. شاید نیاز به توضیح باشد

که دوره آموزش بازیگری در موسسه فرهنگی هنری کارنامه

در هر ترم خود بیش از پانصد متقاضی دارد. موسسه پس از

برگزاری آزمون ورودی که در دوره هشتم توسط آقایان پرویز

پرستویی و حبیب رضایی بصورت عملی انجام شد، تعداد سی نفر

را پذیرفتند، اما تنها بیست و دو نفر فارغ التحصیل شدند.

 

چرا کارنامه؟!  *

موسسه فرهنگی و هنری کارنامه در پی همکاری گرم اساتید و

هنرمندان بنام کشور در نشریه کارنامه در سال هشتاد با مجوز هیات نظارت

بر امور مراکز فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی به عنوان یک نهاد فرهنگی

مستقل و غیر دولتی  فعالیت خود را آغاز نمود. این موسسه در زمینه آموزش

حرفه ای هنرهای نمایشی، ادبیات، چاپ آثار فرهنگی و ادبی، اجرای پروژه های

فرهنگی و تهیه کنندگی فیلم در حال فعالیت بوده که می توان به برخی از آنها

 اشاره نمود.

 برگزاری مدرسه سینمایی کارنامه شامل مدرسه بازیگری، کارگاه فیلم سازی،

کارگاه کارگردانی تئاتر، کارگاه فیلم برداری، کلاسهای نقد فیلم با حضور

اساتیدی چون خانمها و آقایان عباس کیارستمی، داود رشیدی، پرویز پرستویی،

آتیلا پسیانی، آزیتا حاجیان، سیما تیرانداز، راضیه برومند، پانته آ بهرام،

محمود کلاری، حبیب رضایی، رویا تیموریان، مهتاب نصیر پور، پیام دهکردی،

شبنم طلوعی، پارسا پیروزفر، بهرام شاه محمدلو، مسعود رایگان، هدایت هاشمی،

آناهیتا اقبال نژاد و امیر پوریا.

- مدرسه ادبی کارنامه با حضور اساتیدی چون آقایان آیدین آغداشلو، ناصر تقوایی،

 حمید امجد، حافظ موسوی، محمد چهل تن، مسعود بهنود، محمدعلی سپانلو

- برگزاری هر سالة جشنواره ادبی و جایزه شعر کارنامه

- برگزاری اولین جشنواره تئاتر خصوصی کشور

* ماخذ: بروشور معرفی موسسه فرهنگی - هنری کارنامه

 

وعده ی نا تمام  ...

 

هنرجو بودیم در  دوره ی کارگاه کارگردانی، نمایشنامه نویسی

و بازیگری تئاتر، به استادی محمد رحمانیان.

این دوره موسوم به " از متن تا اجرا" بیش از یکسال است که

به طول انجامید، از مهر ماه هشتادو پنج تا پاین سال هشتادو شش!  

که ثمره ی آن قرار بود در قالب نمایشی باشد بنام "سیگار کشیدن،

سیگار نکشیدن" به نوشته و کارگردانی خود استاد.سهم من از آن بازیگری،

دستیاری و تنظیم موسیقی بود. اما در مراحل اولیه ی تمرین های اجرا

متوقف شد. بدون هیچ دلیل. هزینه ی مالی، رفت و آمد و زمانی. همه هیچ!

حتی کسی عذر خواهی هم نکرد! از من بگذریم، دوستان از کرج می آمدند.

یکسال و نیم!

 

 

 

گروه تئاتر "ک هشت"

در اردیبهشت هشتاد و پنج مصمم شدیم به تشکیل یک گروه تئاتری

که متشکل شد از من، بابک رستمی و علی مکی جاوید

هر سه از دوره هشت کارنامه بودیم. از این رو نام گروه شد "ک هشت".

نشانش نیز طراحی شد و چندین نمایش به قرار زیر به اجرا گذاشت:

 

نمایش "خانه های سفارشی" به نویسندگی و کارگردانی خود.

اقتباس شده از کتاب هفده داستان کوتاهِ کوتاه. با بازی گروه

"ک هشت" و سهیل فدایی.

 

"دیوانه خانه ای بنام زمین" به نویسندگی و کارگردانی سهیل فدایی.

با بازی سهیل فدایی، نیما اسکندری و گروه تئاتر "ک هشت".

 

"هملت به روایت بایرام خان" به نویسندگی نشمینه نوروزی و

کارگردانی حمید پورآذری.

 

و "قصه ی ما" به نویسندگی خود و کارگردانی مشترک با حمید پور آذری.

 

 

به یادگار ها...

 

نمایش "هملت به روایت بایرام خان"

 

کارگردان: حمید پورآذری

نویسنده: نشمینه نوروزی

 

دستیار کارگردان: علی مکی جاوید

 

تهیه کننده: گروه تئاتر "ک هشت"

 

بازیگران:

بابک رستمی

پانیذ صفا

آیدین الفت

مژگان کیوان

لبخند بدیعی

مجید مقدم

افسانه بخشی فرد

علی مکی جاوید

نیما اسکندری

علی رضا ملک نیا

پانته آ میرفصیحی

 

موسیقی:

علی مکی جاوید   تنبک

علی جباری        کمانچه

 

گروه اجرایی:

دنیز کبیری

حمیدرضا زرنوشه فراهانی

 

مهر ماه هشتادو پنج

 

نمایش " فنجان، کافه، تو، در فال من"

 

نویسنده و کارگردان: سعید پرسا

 

بازیگران:

سیاوش مقیمیان

نسیم تیمورپور

آیدین الفت

پانیذ صفا

مجید مقدم

مهدیه مهدیار

مزگان کیوان

 

مهرماه هشتادو پنج

 

 

 

نمایش " رود مارپاس"

 

نویسنده: عارفه عنایتی

کارگردان: مهتاب صوفی سیاوش

طراح و میزانسن: حمید پورآذری

 

بازیگران:

مریم قلهکی

محی الدین رضایی

عنایت خادم بشیری

آیدین الفت

محمد طیب طاهر

افسانه بخشی فرد

بهار صدفی

غزل میرزایی

 

موسیقی:

عنایت خادم بشیری    سه تار

آیدین الفت              پیانو

محی الدین رضایی     تنبک

علی جباری             کمانچه

وحید زحمتکش         تنبک

 

دی ماه هشتادو پنج

سالن اصلی دانشگاه سینما و تئاتر

 

... و سنگین ترین خاطره ی من از تئاتر

 

هجرت یار زیبا دلمان بود به سرزمین ابدیت.

 

در این نمایش من خسرو پرویز بودم و او امیر سالار

و تنها یاور من. بعد از اتمام اجراها دوستیمان ماند و

به یادگار مهرش که خوش نشست بر دل.

محی الدین به نهایت پاک دل بود و خوش رو.

از آن قسم انسانها که کمتر می بینی

و شاید دیگر هرگز نبینی.

 

و چه زود رفت

و چه جوان.

تنها بیست و یک بهار.

 

روحش شاد.

 

نخستین جشنواره تئاتر کارنامه، مرداد هشتاد و شش

 

یا نخستین جشنواره تئاتر خصوصی کشور.

در آبان هشتادو پنج مصمم شدم که حرکتی نو آغاز کنم.

با استاد رحمانیان و سپس نگار اسکندرفر در میان گذاشتم.

پذیرفته شد و حرکت آغاز شد. موسسه شد سِتر، رحمانیان شد

اعتبار و من شدم حرکت. نگار شد موسسه، رحمانیان دبیر و من

مدیر اجرایی و روابط عمومی.

 

آذر فراخوان دادیم، یکصدو پنجاه نمایشنامه آمد.

رحمانیان با دوستانش حمید امجد و محمد چرمشیر به ممیزی

آمده ها پرداختند و ماند بیست و سه نمایش.

 

در خرداد هشتادو شش نمایش نمایشنامه های منتخب به اجرا درآمد.

شورای بازبینی متشکل از افسر اسدی، حسین پاکدل و علی عمرانی

بازبینی کرد و ماند شش نمایش.

در میان پذیرفته ها "قصه ی ما" نیز بود به نویسندگی خودم و کارگردانی

مشترک با حمید پور آذری که خود بخاطر جلوگیری از شیوع شایعات

از بخش مسابقه انصراف دادم و نمایش ماند تنها برای اجرا.

 

در مرداد ماه هشتادو شش نخستین جشنواره تئاتر کارنامه برگزار شد.

در فرهنگسرای هنر یا همان ارسباران. کسی حامی مالی نشد مگر

من، نگار اسکندرفر و موسسه فرهنگی هنری ورزشی نسل آفتاب

به مدیریت دکتر امیر رضا خادم. نماینده مجلس و رئیس کمسیون

فرهنگی وقت. آنکه چرا حامی نشد خود قصه ای است  از همان قصه های

فرهنگ و تئاتر که سر منشاش از خود ماست که "از ماست که بر ماست".

 

جشنواره به سختی برگزار شد. با هزار و یک درد و هزار و یک مانع.

پر از شبهای بی خوابی و پر از نا مهربانی. از  دشمنان گله ای نبود

اما از دوستان چرا!

 

با هزار تردید بالاخره به همت محمد رحمانیان و دکتر خادم مجوز

برگزاری جشنواره تنها چند روز مانده به شروع صادر شد. اما

ارسباران آنچه می توانست برایمان نکند نکرد. مجید گیاه چی مسول

فرهنگسرا به لحاظ دوستی اش با رحمانیان نیتش خیر بود اما دستورش

 خلاف آن. شب قبل از شروع، بنر جشنواره را دزدیدند! صبح روز اول

پوستر هایمان را کندند! هدف تخریب روح بود، که موفق شدند. اما

نه به قیمت عدم برگزاری آن.

 

داوران شدند داود رشیدی، فهیمه راستکار و حسین پاکدل

و آغاز شد، دست آخر!

 

روز نخست به سه اجرا گذشت. نمایش"دیرمه من باید برم" کار

رضا مرادی نژاد و محمد رضا علی مردانی، "R25 یا شکلات 99%"

کار آرین ریس باف، "اوه ببخشید آقای چخوف" کار محسن کیایی.

 کار آرین شلوغ بود و کار محسن بسیار لذت بخش.

 

روز دوم نمایش های " قصه های در گوشی" کار فاطمه فخرایی و

علیرضا باقری، "مطبخ نامه" کار بهنام حجتی و "سه حلقه میخک"

کار مریم بخشی به اجرا در آمد.

 

روز سوم هم نمایشهای "قصه ی ما" کار من و حمید پور آذری و

"الا یادش که همیشه یادشه" کار صابر ابر.

روز آخر هم اختتامیه با پیام عزت انتظامی و حضور مشاهیری چون

آیدین آغداشلو، سیمین بهبهانی، آهو خردمند، داوران و همه و همه

بجز اساتید کارنامه! الا امیر پوریا که هر روز آمد.

 

مراسم اختتامیه را پاکدل اجرا کرد. سخنران ها من بودم و رحمانیان

و کورش سلیمانی نماینده ی نسل آفتاب. جوایز در شش رشته داده شد

به کارگردانی، بازیگری مرد، بازیگری زن، نمایشنامه نویسی، طراحی

صحنه و نور، و موسیقی. سیزده جایزه، از لوح تقدیر گرفته تا تندیس

کارنامه.

 

نمایش "قصه ی ما"

 

نویسنده: آیدین الفت

 

کارگردان: حمید پورآذری و آیدین الفت

 

بازیگران:

بابک رستمی

علی مکی جاوید

عرفان ملکوتی

گلسا سرابی

ستاره حسینی

 

موسیقی: آیدین الفت

 

گریم: مریم قلهکی

 

گروه صحنه:

افسانه بخشی فرد

مرتضی مکی جاوید

 

جشنواره شد بهانه ی نوشتن. اما پنج ماه کار مداوم برد.

هر هفته با بابک و علی (گروه ک هشت) جلسه می گذاشتیم

و اصلاح می کردیم. کمک گرفتیم نیز از محمد رحمانیان،

محمد چرمشیر، حمید امجد، پیام دهکردی، رضا بهبودی،

هدایت هاشمی و آرمیتا اکبری.

اما حمید پورآذری استادی کرد و من شاگردی. از نمایشنامه

نویسی تا طراحی صحنه و کارگردانی.

و چه صبور و متین و موقر است این آدم. ساده می زید اما افکار

پیچیده ای دارد و به حقیقت چیره دست.

 

در روز اجرای "قصه ی ما" تنها سه ساعت مانده به اجرا دکور

مارا جمع کردند به بهانه ی وجود داربست! و حمید در کمال آرامش

طراحی دیگری از صحنه کرد. من آشفته و او آرام تا اجرا که او آشفته

شد اما من آرام.

روز شلوغی شد. قریب به پانصد نفر آمدند تا ببینند.

بچه ها مضطرب و من نیز. اما خوب بود. زیبا شروع شد و زیبا تمام شد.

اولین تجربه ی من در اتاق رژی بود.

وسط اجرا دیدم که مسول رژی به حراست زنگ زد و گفت

" ببینید آن پارچه ای را که روی صحنه کشیده اند را با میخ وصل کرده اند

 یا با چسب؟!"

 وسط اجرا من پر از اضطراب و سعی در تمرکز برای نور و صدا از یک طرف

و بحث با مسول رژی ! که بخدا با چسب نواری است نه میخ!

عرفان در صحنه ی خودش با ستاره و علی اشتباهی بدون کفش آمد و

گلسا هم در صحنه های آخر بجای زن چهل ساله دوباره بیست سالش شده

بود!

نمایش تمام شد و ما گل باران شدیم و در لابلای گلها نگاه نگار اسکندرفر بود

که نمی دانم چه معنایی در آن ناپیدا بود.

 

حمید از بازی ها ناراضی بود اما من از اتمامش راضی.

آنقدر که در انتها بر روی صحنه نیامد.

نمی دانم! شاید به تدبیری نیامد.

به واقع که او یکی از سالم ترین هاست در این فضای غبار اندود.

آنروز بعد از هزار اصرار و انکار او من بالا رفتم همه دوستانم را دیدم که بودند و

فهمیدم جمله ی پائولوکوئلیو را که می گفت

"بزرگترین سرمایه ی ما، دیگرانند".

 

نمایش خوانی "تجربه  مرگ"

بعد از حدود یکسال و نیم وقفه از اجرای آخرین کار گروه " ک هشت "

پس از سپری کردن دوره نمایشنامه نویسی با استاد محمد چرمشیر

نمایشنامه ای را نوشته، ساخته و پرداخته کردم  بنام " تجربه مرگ".

این کار در ساعت پنج بعد از ظهر روز پانزدهم اسفند ماه هشتاد و هفت در

موسسه فرهنگی و هنری کارنامه نمایشنامه خوانی شد به طراحی و کارگردانی خود

و نقش خوانی این دوستان:

 

مریم قلهکی

بابک رستمی قراگزلو

طناز خاک نژاد

علی مکی جاوید

افسانه بخشی فرد

امیر صادقی، امین میری و میثاق زارع.

 

حمید پور آذری پیش ایده ی دکور را داد و افسانه بخشی فرد آن را ساخت.

شهرزاد امیرارجمند و آیدا الفت نیز همیار او بودند.

 

و چه زیبا تجربه ای بود "تجربه مرگ". ابتدا موسیقی اش را به اشتباه پخش

نمودم. اما بعد از آن وقفه کار عالی آغاز و تمام شد. همه خوب خواندند.

تنها صدای بابک کمی آرام بود.

و عجب کار مشکلی ست کارگردانی. از هماهنگی حضور تا درخشش و ظهور.

مسولیت نور و صدا نیز با خود بود.

نقد آن نیز خوب بود اما احساس کردم کمی پروا وجود دارد.

نگار اسکندرفر، امیر پوریا، حمید پورآذری، دکتر مهسا خویی و کورش سلیمانی

نیز حضور داشتند.

هر چه بود خوب نبود. عالی بود.

 

نمایشنامه ی "تجربه  مرگ" به نویسندگی و گارگردانی آیدین الفت

در مرحله ی اول ششمین جشنواره تئاتر ماه در بخش نمایش های صحنه ای تهران

پذیرفته شد.

 

 

 

... والسلام

 

 

 

 
 

 

 

 

-----------------------------

رویا تیموریان و دوره هشت بازیگری کارنامه

هدایت هاشمی و دوره هشت بازیگری کارنامه

پیام دهکردی و دوره هشت بازیگری کارنامه

هنرجویان دروه هشت بازیگری کارنامه - روز های پایانی

--------------------------------

در حاشیه ی کارگاه تئاتر

بابک رستمی، محمد رحمانیان و آیدین الفت

---------------------------

نشان گروه "ک هشت"

گروه تئاتر "ک هشت"

علی مکی جاوید، آیدین الفت و بابک رستمی قراگزلو

------------------------------

پوستر نمایش "هملت به روایت بایرام خان"

دیدارپرویزپرستویی وحبیب رضایی از نمایش

"هملت به روایت بایرام خان"

دیدار رضا کیانیان، بهمن فرمان آرا، افشین هاشمی

حسن معجونی و لیلی رشیدی از نمایش

"هملت به روایت بایرام خان"

---------------------

پوستر نمایش"فنجان، کافه، تو، در فال من"

------------------------------

پوستر نمایش "رود مارپاس"

گروه نمایش "رود مارپاس"

"محی الدین رضایی"

--------------------

روزهای اول تصمیم برگزاری جشنواره تئاتر کارنامه

محمد رحمانیان، نگار اسکنرفر و آیدین الفت

فیلم کوتاهی از جشنواره تئاتر کارنامه 

در روزهای جشنواره تئاتر کارنامه

کورش سلیمانی، دکتر خادم، آیدین الفت و نگار اسکندرفر

شروع مراسم اختتامیه جشنواره

آیدین الفت

برگزیدگان جشنواره با داوران خانم فهیمه راستکار

داود رشیدی و حسین پاکدل

----------------------------

پوستر نمایش " قصه ی ما"

گلسا سرابی و بابک رستمی- نمایش "قصه ی ما"

عرفان ملکوتی،علی مکی وستاره حسینی-نمایش "قصه ی ما"

گروه کارگردانی نمایش "قصه ی ما"

آیدین الفت و حمید پورآذری

آخر "قصه ی ما"